کنار هر نام در فهرست برترینهای کنکور، نام یک مدرسه و یک شهر نشسته است؛ نشانی از مسیری که داوطلب پیش از رسیدن به جلسه آزمون طی کرده است. در آمار مربوط به ۳۸ رتبه برتر امسال، تنها سه دانشآموز در گروه مدارس دولتی عادی قرار گرفتهاند. سهم ۲۶ درصدی اعلامشده برای دولتیها نیز با احتساب ۶ دانشآموز نمونه دولتی و یک دانشآموز مدرسه شاهد بدست آمده است؛ عددی که سهم کوچک مدارس عادی را در خود پنهان میکند.
برای رسیدن به این آزمون، خانوادهای هزینه مدرسه، کلاس تکمیلی و معلم خصوصی پرداخته و خانوادهای دیگر، میان مخارج روزمره جایی برای هزینه آموزش جستوجو کرده است. جنگ و تعطیلی کلاسها نیز به نگرانیهای این سال اضافه شد؛ با این تفاوت که امکان جبران آموزش ازدسترفته برای همه فراهم نبود. سرانجام داوطلبان به جلسه کنکور رسیدند و به سؤالهای یکسان پاسخ دادند؛ اما راهی که تا آن صندلیها طی کرده بودند، یکسان نبود. مدرسه قرار بود فرصت برابر بسازد؛ اکنون، کنار نام برترینها، نام مدرسهها و شهرها فاصله فرصتها را به رخ میکشد.
درخشش سمپادیها در کنکور خبر خوبی است؟
علی پورسلیمان، مدیر سایت صدای معلم با تأکید براینکه تنوع مدارس در ابعاد کنونی توجیه منطقی ندارد، به خبرنگار ما میگوید: درخشش دانشآموزان سمپاد در کنکور و المپیادها ممکن است برای مسئولان این مدارس و وزارت آموزشوپرورش خبر خوبی باشد و بهعنوان کارنامه موفق عملکردشان مطرح شود؛ اما به اعتقاد من، این تنها ظاهر ماجراست. من بهعنوان یک کارشناس مستقل آموزشی معتقدم ادامه فعالیت مدارس سمپاد یا تیزهوشان به شکل کنونی، به صلاح نظام آموزشی ایران نیست؛ زیرا توازن آموزشی را برهم زده و رقابت در مدارس دولتی عادی را تضعیف کرده است. وقتی دانشآموزان ممتاز و درسخوان را از مدارس دولتی عادی جدا میکنیم و در مدارس خاص قرار میدهیم، ترکیب دانشآموزی این مدارس را تغییر و زمینه رقابت و انگیزه پیشرفت را در آنها کاهش میدهیم. در چنین شرایطی، نمیتوان انتظار داشت مدارس دولتی عادی فرصت یکسانی برای پرورش استعدادها و دستیابی به موفقیتهای آموزشی داشته باشند. برای ارزیابی عملکرد مدارس سمپاد نباید فقط به موفقیت دانشآموزان آنها توجه کرد؛ باید پیامد جداسازی دانشآموزان ممتاز بر دیگر مدارس و کل نظام آموزشی را نیز سنجید.
عدالت آموزشی با تغییر سهم معدل محقق نمیشود
پورسلیمان معتقد است: اگر مسئولان آموزشوپرورش و نظام در اصلاح وضعیت آموزشی صداقت دارند، باید مانند دیگر کشورها، مدارس را در دو قالب دولتی و غیردولتی تعریف کنیم. اینکه مدارس دولتی را به انواع و شاخههای مختلف تقسیم کنیم و سپس مدارس سمپاد را نیز در شمار مدارس دولتی قرار دهیم، نه با واقعیت سازگار است و نه مبنای علمی دارد. متأسفانه در جامعه ما این تصور جا افتاده که هر مدرسهای آمار قبولی بالاتری در کنکور داشته باشد، مدرسه بهتری است؛ در حالی که تعریف مدرسه خوب الزاماً این نیست و معیارهای دیگری دارد. این تعاریف در جامعه ما وارونه شده و این نگاه نادرست، متأسفانه به یک فرهنگ تبدیل شده است. مدیر سایت صدای معلم در پاسخ به این پرسش که افزایش تأثیر سوابق تحصیلی قرار بود کنکورمحوری و فشار بر خانوادهها را کاهش دهد؛ در عمل، آیا فشار و هزینه کمتر شده یا رقابت کنکور به امتحانات نهایی، کلاس خصوصی و ترمیم نمره هم گسترش یافته است، بیان میکند: آنچه با عنوان حذف کنکور یا افزایش سهم سوابق تحصیلی در پذیرش دانشگاهها مطرح میشود، تغییراتی ظاهری و سطحی است و تغییری در اصل مسئله ایجاد نمیکند. در هر صورت، مدارسی مانند سمپاد به دلیل شرایط، امکانات و سطح آموزشی خود همچنان دست بالا را خواهند داشت. حتی زمانی که مدارس به دلایلی مانند جنگ، آلودگی هوا یا عوامل دیگر تعطیل میشوند، مدارسی که واقعاً از این وضعیت متضرر میشوند، مدارس دولتی عادی هستند. مدارس سمپاد و دیگر مدارس خاص، فعالیت آموزشی خود را پیش میبرند و با استفاده از معلم خصوصی، نرمافزارهای بهروز آموزشی و امکانات دیگر، وقفهها را جبران میکنند. بنابراین، به نظر من حتی حذف کنکور یا افزایش سهم سوابق تحصیلی نیز اصل این نابرابری را تغییر نمیدهد. اگر قرار است تحولی ایجاد شود، ابتدا باید جایگاه تصمیمگیری تخصصی در آموزشوپرورش روشن شود. متأسفانه شورای عالی انقلاب فرهنگی به تصمیمگیر این حوزه تبدیل شده است؛ در حالی که شورای عالی آموزشوپرورش باید مرجع تخصصی باشد و حرف اول و آخر را در مسائل آموزشی بزند.این کارشناس آموزشی در واکنش به اظهارات رئیس سازمان مدارس و مراکز غیردولتی که گفته حدود ۷۷ درصد رتبههای برتر کنکور از مدارس دولتی و ۲۳ درصد از مدارس غیردولتی بودهاند؛ همچنین مدارس سمپاد نیز دولتی هستند و نباید انتظار داشته باشید مدارس استعدادهای درخشان ایجاد کنیم بعد بگوییم اول نشوند، عنوان میکند: من نمیتوانم درباره نیت آقای محمودزاده قضاوت کنم و ایشان میتواند در حوزه تخصصی خود اظهارنظر کند؛ اما اینکه مدارس سمپاد یا سایر مدارس خاص را بهنوعی در زمره مدارس دولتی قرار دهیم، به نظر من علمی و قابل دفاع نیست. سمپاد یک مدرسه خاص بوده و وجود حدود ۲۰ نوع مدرسه که در بحث تنوع مدارس از آنها نام برده میشود، واقعیتی است که نمیتوان آن را کتمان کرد. مدارس دولتی باید یکدست شوند. اگر قرار است عدالت آموزشی برقرار شود، امکاناتی توزیع شود، تحولی صورت بگیرد یا تسهیلات و تخفیفهایی در نظر گرفته شود، باید همه مدارس از آن برخوردار شوند. نباید با اختصاص امکانات و امتیازات به برخی مدارس، توازن نظام آموزشی را برهم بزنیم. پژوهشهای دانشگاهی نیز تأیید میکنند تنوع مدارس در شرایط کنونی به ضرر نظام آموزشی است؛ این تنوع، نظام آموزشی را بیش از پیش تضعیف میکند و امکان رقابت درست و علمی را در مدارس از بین میبرد.
از شکاف در مدرسه تا شکاف در آینده
محمدرضا نیکنژاد، کارشناس حوزه آموزش و پرورش نیز با اشاره به سهم اندک مدارس دولتی عادی از رتبههای برتر کنکور به ما میگوید: این روند از چند سال پیش آغاز شده و قابل پیشبینی بوده است. در چنین شرایطی حتی حضور یک دانشآموز از مدارس دولتی عادی در میان رتبههای برتر نیز تعجببرانگیز است؛ اینکه یک نفر از مدارسی که حدود ۸۰درصد مدارس کشور را تشکیل میدهند، توانسته با عبور از همه محدودیتها و ناکارآمدیها به چنین جایگاهی برسد، شایسته قدردانی است. باید بررسی کنیم این دانشآموز چه کرده و چگونه توانسته به این نقطه برسد.
امروز بار آموزش بر دوش خانوادهها افتاده است؛ در حالی که به برآورد من، ۸۰ تا ۹۰ درصد خانوادهها گرفتار مسائل اقتصادی هستند. دولت، آموزشوپرورش و حوزههایی مانند بهداشت و درمان را از اولویت خود خارج کرده و آموزشوپرورش دیگر در اولویت دولت قرار ندارد. خانوادهها همچنان تلاش میکنند فرزندانشان از نظر فرهنگی و آموزشی در جایگاهی قرار بگیرند که آینده شغلی آنها تضمین شود یا بتوانند در رشته و دانشگاه خوبی پذیرفته شوند؛ اما بسیاری از آنها دیگر توان تأمین این شرایط را ندارند. او معتقد است: هر مدرسهای که به هر شکلی از خانوادهها پول دریافت میکند، در چارچوب مدارس پولی قرار میگیرد؛ مدارس استعدادهای درخشان، سمپاد و تیزهوشان نیز مشمول همین تعریف هستند. دو سه روز پیش، یکی از دوستان دوران دانشآموزیام با من تماس گرفت و گفت مدرسه تیزهوشان فرزندش در یکی از شهرستانها، از آنها خواسته ۲۵ میلیون تومان به حساب مدرسه واریز کنند. به گفته او، این مبلغ فقط برای نامنویسی است و هزینههای داخلی مدرسه جدا از آن خواهد بود. هر موضوعی را میتوان از زاویههای متفاوت و با معیارهای مختلف بررسی کرد. به اعتقاد من، اظهارنظر آقای محمودزاده نیز برای توجیه عملکرد خودش است. او از زاویه نگاه خود، سمپاد را دولتی دانسته؛ اما معیار من، دریافت پول از خانوادههاست و با این معیار، چنین مدارسی در زمره مدارس پولی قرار میگیرند.
نیکنژاد ادامه میدهد: همانطور که در عرصه اقتصاد، بخش خصوصی و تعاونی داریم و شکل سومی نیز با عنوان «خصولتی» ایجاد شده است، این مدارس را هم باید خصولتی دانست. نمیتوان آنها را دولتی نامید؛ خصوصی هم نیستند. از یک سو باید تمام چارچوبهای مدارس دولتی را رعایت کنند و از سوی دیگر، دولت بودجهای برای اداره آنها تأمین نمیکند. مدارس سمپاد و تیزهوشان اساساً دولتی نیستند؛ زیرا هزینه آموزش دانشآموزان در این مدارس از جیب خانوادهها پرداخت میشود. خانوادهها نیز صرفاً به پرداخت هزینه مدرسه اکتفا نمیکنند. وقتی فرزندانشان را به این مدارس میفرستند، ممکن است دو، سه یا حتی چهار برابر مبلغی که به مدرسه میپردازند، خودشان برای آموزش فرزندشان هزینه کنند تا او به جایگاهی برسد که مدنظرشان است.





نظر شما